مؤلف مجهول

248

تاريخ سيستان

ست و سبعين و مائتين ، و عمرو از پس او تا ببيضا بشد و چهار هزار مرد از گروه آن [ 1 ] اسير كردند ، و جملهء آن اسيران را بسيستان فرستاد ، و ايشان را بسيستان اندر آوردند و به همه قلعتها بفرستادند گروه گروه [ و ] مفلحيان نام كردند [ 2 ] ، و عمر بشيراز اندر شد مظفر ، غرهء محرّم سنة سبع و سبعين و مائتين ، و بيعت كردند ابو العباس را المعتضد باللَّه بولى عهدى موفق [ 3 ] . و خبر بعمرو رسيد كه نام او از اعلام بيفكندند او نيز نام موفق از خطبه بيفكند ، احمد بن عبد العزيز دستورى خواست از موفق كه بحرب عمرو رود ، دستورى يافت ، و با لشگرى ساخته و انبوه بيامد ، چون دو لشگر برابر شد كه يك ديگر را ساخته بديدند ، بىهيچ حربى احمد بن عبد العزيز بهزيمت بازگشت ، و عمرو از پس او بشد تا ببيضا ، و بسيار مردم اسير گرفت و بنه و كالاى و سلاح ، [ پس ] بلال از هر را بپارس فرستاد ، و خود باهواز شد و منصور بن نصر الطبرى را بتستر فرستاد ، [ و ] وصيف الخادم بزنهار عمرو آمد با سپاهى بسيار و عمرو سپاه اندر اهواز پراكنده كرد ، وزير بغداد بدان روزگار اسماعيل بن بلال [ 4 ] بود ، و موفق غائب بود بجزيره رفته بود ، پس اسماعيل نزديك عمرو نامهاء نيكو كرد [ و ] وعدهاء بسيار كه اين همه آن تست و جاى اندر همه اسلام با تو خلافى نيست ، اما حق اولوا الامر و خاندان مصطفى نگاه بايد داشت از بهر دين را ، بايد كه بر اين جمله كه ياد كرديم از اهواز باز گردى . عمرو باز

--> [ 1 ] كذا و ظاهرا « از گروه مفلحيان » باشد - زيرا از گروه آن ، صحيح نيست و با سياقت انشاء فارسى منافى است . [ 2 ] داستان اين جنگ با موسى المفلحى در كتب تاريخ معتبر ضبط نشده است و ضبط اين قسمتها خود يكى از مزاياى اين تاريخ است . [ 3 ] موفق خليفه نبود و معتمد خليفه بود و معتضد بعد از مرگ پدرش موفق بولايت عهد معتمد نامزد گشت . رك : ( كامل ج 7 ص 147 ) . [ 4 ] و صحيح « اسماعيل بن بلبل » است و هو ابو الصفر اسماعيل بن حماد بن ابى حنيفة القاضى - وزير موفق بود و پس از موت موفق مردم خانهء اسماعيل را يغما كردند و ابو العباس المعتضد نيز ويرا باز داشت و مقيد كرد گويند غلى به گردن وى بستند و گوئى از آهن بران كه صد و بيست رطل وزن آن دو بود و بانواع عذابهاش معذب ساختند تا بمرد و با همان غل و پالهنگ ويرا بگور كردند !